در تعارض استصحاب سببی و مسببی چه باید کرد؟
الف
استصحابی که موافق احتیاط باشد مقدم است.
ب
استصحاب در مسبب مقدم است.
ج
تساقط در استصحاب
د
استصحاب در سبب مقدم است.
پاسخ: د
در برخی موارد با دو شک روبرو هستیم که یکی از آن دو، سبب ایجاد دیگری شده و طبعا با از بین رفتن شک اول، شک بعدی هم مرتفع می شود. در این صورت شک اول را شک سببی و شک دیگر را شک مسببی می نامند. شک اول مجرای استصحاب سببی و شک دوم مجرای استصحاب مسببی است. در تعارض این دو اصل، استصحاب سببی مقدم است چرا که موجب از میان رفتن شک در مورد دیگر بوده و با زوال شک دیگر جایی برای استصحاب مسببی باقی نمی ماند. مثال: شخصی مال موکل خود را فروخته است هرگاه در بقای وکالت حین العقد شک نماییم و در نتیجه در مالکیت برای مشتری شک به وجود آید، شک های مزبور، به ترتیب شک سببی و شک مسببی است زیرا شک اول موجب و سبب تحقق شک دوم است؛ چرا که وقتی وکالت مشکوک باشد، بالتبع مالکیتی که در اثر این وکالت به وجود آمده نیز مشکوک می شود. بنابراین شک اول مجرای استصحاب سببی است و شک دوم مجرای استصحاب مسببی. با این توضیح، وقتی استصحاب سببی را جاری کنیم، دیگر شکی در مالکیت مشتری نمی ماند تا نوبت به اصل استصحاب مسببی برسد.
مدرسه علمیه فیضیّه و دارالشفاء The Feyziya Seminary مدرسه علمیه فیضیّه و دارالشفاء The Feyziya Seminary